1
می پرد صدا از سیرسیرک
می پرد از پوست جانور
نور خامُش و مرموز اش .
هستی، دیوانگیِ میل به بودن ست
توان وحشی طبیعیت اما در ویرانی .
می کوبد صدا در همان حال که می کوبد.
و نیست هیچ، ناتوانیِ شعر
هر آن چه ناممکن، زندگی ست.

سحر بیانی

از مانیها
The sound of the cricket flies,
from the animal skin
flies its quiet and mysterious light.
Existence is the insanity of the desire to be,
the savage power of nature, but in destruction.
The sound beats at the same time as existence beats.
And it's nothing, the powerlessness of poetry
whatever is impossible, that's what life is.

Sahar Bayani
paul lydon    # music  |  persian  |  ís